
2004
Mari Asato
پسری از جهنم
مادری پسر خودش( Daio) را در یک تصادف رانندگی از دست می دهد
اما پیر زن غریبه ای به او پیشنهاد می دهد که می تواند با قربانی کردن بچه ای ، توسط یک نوع خنجر مخصوص(شبیه دندان) بچه خودش( Daio) را دوباره به دنیا باز گرداند ..مادر هم این کار را انجام می دهد اما بچه اش که از آن دنیا برگشته و از قبر بیرون می آید هم ترسناکست هم خونخوار.......................نگاه کلی
این فیلم کالت ، یک داستان یک خطی را بدون هیچ شاخ و برگ اضافه ای دنبال می کند و هیچ سکانسی که فکر کنید بود و نبودش مهم نباشد در این فیلم وجود ندارد فیلم به گونه ای ساخته شده که حس مابین شوخی و جدی را به بیننده القا می کند مثلا فارغ از داستان نسبتا جدی فیلم ، بینی عجیب و غریب پلیسی که وارد ما جرا می شود و رفتار طنز مانندی که دارد خود نمایی می کند این مسائل باعث می شود که کاملا به صورت واضع ، سلیقه کار گردان در تولید این فیلم را حس کنید و همین سلیقه ای بودن ممکن است باعث شود که شما از دیدن این فیلم راضی نباشید یا شاید بلعکس
امتیاز
4 از 10
2011
Byun Seung-wook
سو-ئیون دختر جوانیست که در یک مغازه تیمار و فروش حیوانات خانگی کار می کند.....یکی از مشتریان مغازه، که صاحب گربه ای هم هست در موقع برگشت به منزلش در آسانسور به شکل مشکوکی می میرد . پلیسی که در باره این مرگ مشکوک تحقیق می کرده اتفاقا از دوستان سو-ئیون می باشد و گربه را برای مراقبت به او می سپارد اما سو-ئیون با بردن گربه به خانه اش، حضور روح دختر کوچکی را در اطرافش حس می کند کم کم حضور گربه ور روح بچه باعث مرگ و میر بیشتری در بین اطرافیان سو-ئیون می گردد...................
نگاه کلی
در واقع کسی به صورت عمدی در مردن بچه ای که روحش باگربه همراه شده نقش نداشته حالا چرا این همه حس انتقام در این روح وجود دارد دقیقا مشخص نیست..... این فیلم کره ای شما را به یاد فیلمهایی مثل کینه می اندازد و کاملا فیلمی کلیشه ایست اما در چند سکانسی شما را خواهد ترساند ...
امتیاز
3.5 از 10
2014
Justin Benson, Aaron Moorhead
(ایوان) پسر جوانی که خانواده اش را به تازگی از دست داده و از کارش به علت یک درگیری اخراج شده است او برای خلاص شدن از دست پلیسها و همچنین عوض کردن حال وهوایش به ایتالیا سفر می کند ودر آنجا با دختری اشنا میشود و اتفاقا عاشق او می شود اما دختر یک موجود هیولا مانندیست که گویا هر بیست سال خودش را باز آفرینی می کند و به این ترتیب زندگی ابدی دارد و برای این کار به ژن موجودات دیگر نیاز دارد .............................
نگاه کلی
زمان فیلم بی جهت طولانیست شما حتی تیزر فیلم را هم دیده باشید کل ماجرای فیلم را تا حدودی می فهمید و فقط فیلم ر ا می بیند تا متوجه شوید که ماجرا به کجا ختم می شود که البته آن هم می شود گفت فیلم به طرز عجیبی ! باز ، پایان می یابد البته مطمئنا نمی شد بعد از آن حرفهای شاعرانه( ایوان) در باب زندگی یک باره یک هیولای چندش آور به او حمله کند! بنابراین همین پایان کفایت می کرد .... فیلم می خواهد به ما بفهماند که زندگی کوتاست قدر لحظه ها را بدانید و در کنار کسانی که دوست می دارید به هر قیمتی بمانید چون فردا حسرت خوردن فایده ای نداردالبته چند بحث فلسفی هم در طول فیلم به صورت نصفه و نیمه پیش کشیده می شود که بی جواب رها می شود خوب که فکر کنید موجود زن این فیلم همانند شخصیت موجود زن در فیلم Species 1995 می باشد که البته در آن فیلم به جنبه های اکشن و ترس بیشتر توجه شده بود اما در این فیلم به جنبه های عاشقانه و درام پرداخته شده البته چند سکانسی هم هست که شمارا واقعا بترساند
امتیاز
5.5 از 10

1980
Joe D'Amato
آدمخوار
یک عده دوست به پیشنهاد یک دختر غریبه که به صورت اتفاقی با او آشنا شده بودند به جزیره ای می روند تا خوش بگذرانند اما در کمال ناباوری می بیینند که آنجا کاملا خالی از سکنه است گویا یک آدمخوار خشن باعث به وجود آمدن این وضعیت دز آنجا شده است آنها تلاش می کنند از دست این روانی فرار کنند ...............
![]()
2012
Mark Tonderai
در ابتدا ی فیلم با دختر نوجوان آدمکشی رو برو می شویم که در شبی ، پدر و مادر از همه جا بی خبر خود را به قتل می رساند و سپس راهی جنگل می شود و بدین ترتیب خانه آنها به دستمایه ای برای شایعات تبدیل می شود.بعد از آن داستان فیلم چهار سال به جلو می آید تا ماجرای اصلی آغاز شود: یک دختر دبیرستانی بسیار پرشور به نام الیزا (لاورنس) همراه با مادر سخت گیرش سارا به یک خانه ی دورافتاده نقل مکان می کنند که با صحنه ی جنایت ابتدای فیلم چندان فاصله ای ندارد. خیلی زود، الیزا با رایان ، برادر بزرگتر قاتل که تنها ساکن زنده مانده ی خانه ای ست که کشتار چند سال پیش در آن صورت گرفته، رابطه ای دوستانه برقرار می کند.
نگاه کلی
خب اگر کسی خودش می خواهد فیلم راببیند و به به رمز و را ز فیلم پی ببرد پیشنهاد می دهم که این قسمت را نخواند چون فیلم لوث می شود موضوع فیلم با اینکه ظاهراپیچیده است اما بسیار ساده است... اتفاقی که برای رایان افتاده از این قرار است پدر و مادر همراه دو فرزندشان که یکی دختر بود و دیگری پسر در خانه ای زندگی می کردند اما سر تاب بازی به صورت اتفاقی برادر بزرگتر باعث مرگ خواهر کوچکترش به نام کری انی می شود پدر خانواده به در خواست مادر خانواده دخترشان را مخفیانه در حیاط دفن می کند و مادر به خاطر اینکه این اتفاق را از چشم پسرش می دیده و خودش هم قطعا مشکل روانی داشته در اقدامی جنون آمیز پسرش را مجبور می کرده که در لباس و نقش دختر فوت شده اش باشد و پدر خانواده هم از این کار مادر حمایت می کرده .. رایان(برادر بزرگتر) که هم ازدست دادن خواهرش و همچنین از دست دادن هویتش دچار بحران شده بود در یک اقدام جنون آمیز پدر و مادر را می کشد و چون پدر و مادر از نظر بقیه همسایه ها تنها با دخترشان زندگی می کردند و به همسایه ها گفته بودند که پسرشان را پیش یکی از فامیلهایشان فرستاده اند همه این قتل را از چشم خواهر فوت شده می دیدند بنابر این رایان در آن خانه بعد از این ماجرا راحت زندگی می کرد اما خب همانطور که گفته شد دو چیز را از دست داده بود اول هویتش که با کشتن پدر و مادرش آن را پس گرفت ودومی خواهرش بنابراین دختری را به اسارت می گرفت و اور اشبیه خواهر خودش گریم می کرد تا این کمبود که از نظر روانی برایش پیش آمده بود هم تسکین پیدا کند از نظر من این فیلم در این ژانر فیلم خوبیست و روایت تازه ای از یک شخص روانی دارد بازیگر معروفش هم که خانم جنیفیر لاورنس که دیگر نیازی به معرفی ندارد
امتیاز
5.5 از 10